سوراخ کردن گوش ٱویسا
کوچولوی مامان دیروز بیست و ششم ابان شما چهار ماه و نوزده روزتون بود که من و مامانیا شما رو بردیم مطب دکتر نقاشپور که گوشاتونو سوراخ کنن ؛ خانوم منشی بیحسی داد که زدم به گوشتون و بعد چند دقیقه رفتیم پیشه ٱقا دکتر ؛ ٱقا دکتر گوشتونو الکل زد و گفت که چه بچه ٱرومی اما تا اومد روس گوشاتو با خودکار علامت بذاره شما گریه کردی و جیغ کشیدی اخه سرتو محکم نگه داشته بودکه تکان ندی اخرشم خیلی بد علامت زد منم که گفتم درست علات بذاره خودکارو دادش به من که خودتون هر جا میخواین علامت بذارین ، منم که دیدم اینو گفت استرس گرفتم که نکنه گوشات یجور سوراخ نشه اخه دکتر سرش شلوغ بودو همش عجله میکرد شمام همچنان در حال گریه کردن بغل مامانیا بودی ؛ منم شما رو بغل کرد...
نویسنده :
شادی
14:00












